ذبيح الله صفا
470
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
كرده و با او از شوق ديدار و وصال و فراق سخن گفته است . 3 ) رباعيات . مجموعهء رباعيات مولوى در بعضى از نسخ و از آن جمله در طبعى كه از آن بسال 1312 هجرى قمرى در استانبول شده به 1659 شماره مىرسد و قسمتى از آنها منسوب به اوست و در مجموعهها بنام شاعران ديگر نيز آمده و يا در ديوانهاى ديگر يافته مىشود . در چاپ مرحوم استاد فروزانفر شمارهء اين رباعيها به 1983 رسيده يعنى عدد ابيات آنها 3966 است . 4 ) از مولوى آثارى بنثر باقى مانده كه بجاى خود درخور اهميّت بسيارست ، يعنى مجموعهء مكاتيب و مجالس او ، و كتاب فيه ما فيه كه از چند مجلس وى كه با معين الدين پروانه داشت و فرزندش سلطان ولد آنها را گرد آورده است ، فراهم آمد . كلام مولوى ساده و دور از هرگونه آرايش و پيرايش است ولى او در عين سادگى چنان بمهارت سخن پرداخته است كه بىترديد بايد او را در رديف اوّل فصحاى زبانآور فارسى قرار داد . اين كلام سادهء فصيح منسجم گاه در نهايت علوّ و استحكام و جزالت و همهجا مقرون بصراحت و روشنى و دور از ابهام و ناگويايى عباراتست . وى در شرح جزئيات مطالب و حالات مختلف و اطوار نفسانى افرادى كه در حكايات و قصص مىآورد ، يا در شرح مشكلات مسائل عرفانى با سادگى تمام چنان كه درخور فهم خواننده آيد ، و در ايضاح مطالب گوناگون كه پيش مىگيرد ، با توسّل به تمثيلات و قصص و استفاده از امثال و حكم متداول در عصر خود ، مهارت خاص دارد . وسعت اطلاع او نه تنها در دانشهاى گوناگون شرعى بلكه در همهء مسائل ادبى و معضلات عرفانى و فرهنگ عمومى اسلامى حيرتانگيزست . كلام گيرندهء وى كه دنبالهء سخنان شاعران خراسان و در مبنى و اساس تحت تأثير آنانست ، شيرينى و زيبايى و جلايى خاص دارد و در درجهيى از دلچسبى و دلانگيزيست كه عارف و عامى و پير و جوان را با هر عقيدت و نظرى كه باشند به خود مشغول مىسازد . شايد مهمترين علّت نفوذ مولوى در هر طبقه و پيروان هر شيوه و مسلكى آن باشد